توصيف كلي يكي از گويش هاي ايراني نو (گويش كوهمره اي پاپوني)بر پايه تفاوت هاي ان با فارسي معيار
هادي انصاری
آبان 1388
E-mail address: hadi.ansari15@yahoo.com
توصيف كلي يكي از گويش هاي ايراني نو (گويش كوهمره اي پاپوني)بر پايه تفاوت هاي ان با فارسي معيار
چكيده:
هدف مقاله توصيف كلي يكي از گویش های استان فارس به نام گویش کو همره ای مي باشد.بواسطه تنوع و تفاوت های موجود در این گویش لذااي مقاله یکی از انواع خاص آن یعنی گویش پاپونی را مورد بررسی قرار میدهد.گر چه این مقاله اين گويش را به صورت كلي بررسي مي كند اما به دليل شباهت هاي بسيار اين گويش با زبان فارسي معياراين مقاله بيشتر تفاوت هاي اين گويش با فارس معيار مد نظر دارد.گرچه اين گويش از نظر واجشناسي،صرف،ضمير،عدد واشتقاق بررسي مي شود اما از انجاييكه تفاوت عمده اين گويش با فارسي معيار در ساختمان فعل مي باشد ساختمان فعل به صورت عمده مورد توجه قرار مي گيرد.
کلید واژه:گویش،کوهمره، پاپون،واجشناسي،ساختمان فعل
مقدمه:
گویش های رايج در جنوب غرب ايران مجموعه نسبتا همگني را تشكيل ميدهند وبه غير از گويش سيوندي،ساير گويش ها با زبان فارسي در يك گروه قرار دارند(گروه جنوب غربي،نك184-258،1921،15Mo،.Tedesco O .Mann, KPF I, XIII sq; P).
اسكار مان گويش هاي فارس را مطالعه كرده و انها را "گويش هاي تاجيكي "ناميده است. اين گويش ها شامل گويش هاي بورنجاني،ماسرمي،سمغاني و پاپوني مي شوند. تمامي اين گويش ه در منطقه كازرون رواج دارند. گويش هاي ديگر در شمال غربي شيرتز رايج هستند:اردكاني،كلاتي،خلاري. سرانجام مي توان از گويش كندزاري (كه در شمال غربي سيوند رواج دارد) و گويش دواني(متعلق به دوان در هشت كيلومتري شمال كازرون )نام برد.هيچ يك از اين گويش ها هنوز به خوبي شناخته نشد ه اند و توصيف انها فقط مي تواند بر پايه مطالعاتي قديم ( Mann1909)يا پراكنده (Mahamedi1979:morgenstierne1960) صورت گيرد.
در استان فارس گویش های خاصی وجود دارند که وجود تحولات بسیار هنوز به جا مانده اند.از جمله این گویش ها گویش کوهمره ای است که دربخش وسیعی از فارس و استان بوشهر و بندرعباس به کار می رود.این گویش باوجود اینکه در گذر زمان دستخوش تغییرات بسیار شده همچنان کاربرد دارد و واژه ها و ساختارهایی در ان دیده میشود که بازمانده زبان پهلوی و ایرانیان باستان است اما با توجه به همسویی گویش ها کاربرد این گویش روز به روز کم رنگ ترشده و حتی بیم ان می رود که در اینده ای نچندان دور به طور کامل از بین رود لذا بررسی این گویش از جنبه های مختلف نه تنها امری مفید بلکه لازم و ضروری می نماید. چون این گویش در منطقه جغرافیایی وسیعی داشته بنابراین دارای انواع متفاوتی گشته است.لذا این مقاله یکی از این انواع یعنی گویش پاپونی را مورد بررسی می دهد.وجه تسمیه گویش کوهمره ا ی خاستگاه اصلی این گویش یعنی منطقه جغرافیایی کوهمره می باشد که بخشی از شهرستان کازرون در استان فارس می باشد.اطلاق گویش پاپونی نیز بواسطه کاربرد این گویش در روستایی به همین نام است که در نود کیلومتری شیراز در بخش کوهمره نودان واقع شده است.
توصيف كلي گويش كوهمره اي پاپوني
ا) واجشناسي
2) صرف
3) ضمير
4) ساختمان فعل
4-1) فعل مجهول
4-2) فعل امر
4-3) مطابقت فعل با فاعل
4-4) نشانه هاي مصدر
4-5) زمان در افعال
4-5-1)گذشته
4-5-1-1) گذشته ساده
4-5-1-2) گذشته استمراری
4-5-1-3)گذشته نقلی
4-5-1-4)گذشته نقلی مستمر
4-5-1-5)گذشته بعید
4-5-1-6)گذشته ابعد
4-5-1-7)گذشته التزامی
4-5-1-8)گذشه ملموس
4-5-1-9)گذشته ملموس نقلی
4-5-2)حال
4-5-2-1)حال اخباری
4-5-2-2)حال التزامی
4-5-2-3)حال ملموس
4-5-3)اینده
1)واجشناسي
اين گویش از نظر واجي درغالب موارد تفاوت چندانی با فارسی رسمی ندارد.اما با وجود شباهت های بسیار تفاوت هایی هم بین این گویش و فارسی رسمی دیده میشود از جمله این که دستگاه همخوانی پاپونی بیست وچهار همخوان دارد که در مقایسه با فارسی رسمی یک همخوان بیشتر دارد.این همخوان/ע/ در فارسی رسمی واجگونه /q/ محسوب میشود و لذا ایجاد تمایز نمی کند. این واج در تقابل با واج /q/ در جفت های کمینه زیر بدست میایید:
غم /mæע/ غصه غصب /sbæע/ غصب
قم /mæq/ قیف قصب //qæsb نوعی خرما
این واج همخوانی،سایشی،نرمکامی و واکدار است. در فارسی این واج واجگونه ای از واج /q/ محسوب میشود و تمایز ایجاد نمی کند.
همچنین برخلاف فارسی رسمی کشش واکه ای در این گویش ایجاد تمایزمی کند.
æ./ /
این واج از بررسی جفت های کمینه زیر شناخته میشود:
لم /læ.m/ فلج بر /bæ.r/ سهم
لم /læm/ تکیه دادن بر bæ.r// تن
کره /la.ræ / بزغاله
این واج واکه پیشین، باز، گسترده و کشیده است که در فارسی به عنوان واجگونه واج /æ/ به کار میرود چون در فارسی رسمی کشش واکه ایجاد تمایز معنایی نمیکند.
همچنین برخلاف فارسی رسمی کشش واکه ای در این گویش ایجاد تمایزمی کند.این گویش علاوه بر الگوهای هجایی فارسی(cv-cvc-cvcc)همانند زبان انگلیسی از الگوی هجایی تک واکه ای نیز بهره می برد.
2) صرف
دراين گويش براي اسم نه تمايز جنس دستوري وجود دارد و نه حالت صرفي،شمار جمع به وسيله پسوند هاي yal/al ساخته مي شود:Isfahan-yal "اصفهاني ها" dot-al "دختر ها". پسوند هاي معرفه ساز عبارتند از: :a Isag-a "اين سگ"(مير فندرسكي).aku : עera č: aku -ע erač.
(سلامي،1383،)
3)ضمير
ضماير شخصي منفصل عبارتند از:من(mu)،تو (tu)، او(u)،ما(ma)، شما(uma∫)، ايشان(una).
Mu om xa من خوردم mu omu xa ما خورديم
Tu et xa تو خوردي ∫uma etu xaشما خورديد
U e∫ xaاو خورد una e∫u xaانها خوردند
ضماير منفصل شخصي عبارتند از: مفرد:- ∫ m-t-جمع: u(n) -∫ tu(n)- mu(n)- دو ضمير اشاره وجود دارد: )Iاين) و u(آن)(اشميت،1383،565).
4)ساختمان فعل در گویش پاپونی
صرف فعل بر پايه دو ماده فعلي شكل مي گيرد:ماده مضارع و ماده ماضي.در فعل سوم شخص مفرد مضارع،معمولا صامت پاياني از ماده حذف مي شود: اول شخص مفرد mi-bo-ram اما سوم شخص مفرد: .mi-be گاه به عكس، صامت پاياني ماده اصلي فقط در فعل سوم شخص مفرد حفظ مي شود: mi-d-ey اما فعل اول شخص مفرد:mi-d-am.
دو نوع پيشوند فعلي وجود دارد:1.پيشوند نمود استمرار(براي مضارع اخباري و ماضي استمراري):mi 2. پيشوند نمود تام (براي التزامي و امري) bo-bu-be و غيره.(اشميت،1383،565-566).
در بعضي از زمانها (گذشته بعيد،گذشته نقلي،گذشته التزامي) از فعل هاي كمكي ودر بعضي ديگر (حال ساده،حال التزامي،و گذشته التزامي)از پيشوند هاي صرفي استفاده مي شود.(سلامي،1383،).
4-1)فعل مجهول
فرمول ساختمان فعل مجهول در گويش مورد مطالعه به صورت زير است:
صفت مفعولي+فعل كمكي شدن= فعل مجهول jomonda vabi
4-2)فعل امر
فعل امر در اين گويش با تغييراتي در فعل حال التزامي به خصوص در شناسه و يا بخش پاياني ان حاصل مي شود بدست مي ايد.
1)بعضي از فعل هاي امر با حذف شناسه فعل حال التزامي به دست مي ايد. مثال:bojomun-e (امر bojomun ((حال التزامي)
2) در برخي از فعل هاي حال التزامي،با حذف شناسه و صامت قبل از ان فعل امر به دست مي ايد. مثال: uniy-e uni
3)در برخي از فعل هاي التزامي با تغييرات چند گانه واجها فعل امر به دست مي ايد. مثال: bati bio
4) برخي از فعل هاي حال التزامي با تغيير اواي پاياني به فعل امر تبديل مي گردد.مثال veysada veys
4-3مطابقت فعل با فاعل
دراين گويش وقتي فاعل غير جاندار باشد(مفرد يا جمع)فعل هميشه مفرد است و به صورت سوم شخص دزر پايان جمله مي ايد. مثال
Dar-bassa dara-al bassa
(سلامي،1383،)
4-4)نشانه هاي مصدر
4-4-1)نشانه مصدر dan
ماده فعل هايي كه به صامت r,n ختم مي شوند داراي نشانه danهستند:
Savon-dan
4-4-2)نشانه مصدر tan
ماده فعل هايي كه به صامت هاي ∫,f,x, و همچنين مصوتu ختم مي شوند داراي نشانه مصدري tanهستند.مثال tan-e∫
4-4-3)نشانه مصدر dan
ماده فعل هايي كه به مصوت ختم مي شوند دارا ي نشانه مصدر dan هشتند. مثال: bi-dan(سلامي،1383،)
زمان در افعال
4-5-1)گذشته
4-5-1-1)گذشته ساده
فعل لازم: آمدنndæn)æ)
آمدم nd-æmæ آمدیم ænd-um
آمدی ænd-ey آمدید ænd-in
آمد moa آمدند nd-enæ
فعل متعدی: خوردن(xærdæn)
خوردم om-xæ خوردیم o)muxæ)
خوردی et-xæ خوردید e)tu-xæ)
خورد xæ-e∫ خوردند e)∫uxæ)
همانطور که ملاحظه میشود در گویش پاپونی گذشته ساده افعال لازم و متعدی متفاوت است. در افعال لازم شناسه های æm-ey-Ø-um-in-en به انتهای ماده فعل افزوده میشود و در افعال متعدی شناسه های e(tu)-(e)∫u-om-et-e∫-(o)mu را به ابتدای ماده فعل می افزایند.
4-5-1-2)گذشته استمراری
فعل لازم: آمدن(ndænæ)
می آمدم mæ mi-ænd- می آمدیم mi-ænd-um
می آمدی mi-ænd-ey می آمدید mi-ænd-in
می آمد mi-æmo می آمدند mi-ænd-en
فعل متعدی:خوردن(xærdæn)
می خوردم om-mi-xæ می خوردیم (o)mu-mi-xæ
می خوردی et-mi-xæ می خوردید (e)tu-mi-xæ
می خورد e∫-mi-xæ می خوردند (e)∫u-mi-xæ
همانطور که ملاحظه میشود درحالیکه که نشانه استمراری (mi) درافعال لازم به ابتدای فعل افزوده میشود در افعال متعدی نشانه استمراری بین شناسه گذشته و ماده فعل میآید.
4-5-1-3) گذشته نقلی
لازم:آمدن(ændæn)
آمده ام nd-æmeæ آمده ایم ænd-ume
آمده ای nd-æyeæ آمده اید nd-ineæ
آمده است nd-ææ امده اند nd-æneæ
متعدی:خوردن(xærdæn)
خورده ام om-xær-dæ خورده ایم o)mu-xær-dæ)
خورده ای et-xær-dæ خورده اید e)tu-xær-dæ)
خورده است e∫-xær-dæ خورده اند (e)∫u-xær-dæ
گذشته نقلی افعال لازم و متعددی نیز در گویش پاپون متفاوتند. در افعال لازم نشانه های نقلی æme-æye-æ-ume-ine-æne را به انتهای ماده فعل می افزاییم در حالیکه درافعال متعددی شناسه های گذشته را به ابتدا و نشانه مفعولی را به انتهای بن مضارع مضارع می افزاییم.
4-5-1-4) گذشته نقلی مستمر
لازم:آمدن(ndænæ)
می امده ام mi-ændæme می امده ایم ndumeæmi-
می امده ای mi-ændæye می امده اید mi-ændine
می امده است mi-ændæ می امده اند mi-ændæne
متعددی:خوردن(xærdæn)
می خورده ام æom-mi- xærd می خورده ایم o)mu-mi-xærdæ)
می خورده ای et-mi-xærdæ می خورده اید e)tu-mi-xærdæ)
می خورده است e∫-mi-xærdæ می خورده اند e)∫u-mi-xærdæ)
در گویش پاپونی برای ساخت گذشته نقلی مستمر افعال لازم /mi/را به ابتدای گذشته نقلی می افزاییم. برای ساخت گذشته نقلی مستمراز افعال متعددی /mi/را بین شناسه گذشته و بن فعل در ساخت ماضی نقلی می افزاییم.
4-5-1-5) گذشته بعید
لازم:آمدن(ndænæ)
آمده بودم ndæ-beðæmæ آمده بودیم ndæ-beðumæ
آمده بودی ndæ-beðeiæ آمده بودید ndæ-beðinæ
آمده بود ndæ-biæ آمده بودند ndæ-beðenæ
متعددی:خوردن(xærdæn)
خورده بودم omxærdæ-bi خورده بودیم bi o)muxærdæ-)
خورده بودی etxærdæ-bi خورده بودید e)tuxærdæ-bi)
خورده بود e∫xærdæ-bi خورده بودند e)∫uxærdæ-bi)
همانطور که مشاهده میشود در گویش پاپونی برای ساخت ماضی بعید افعال لازم،صیغه های ماضی ساده فعل بودن را به صفت مفعولی فعل می افزاییم.در افعال متعددی تکواژ /bi/ را بدون تغییر به ساخت های ماضی نقلی می افزاییم.
4-5-1-6) گذشته ابعد
لازم:آمدن(ndænæ)
آمده بوده ام ndæ-beðæ-beðæmæ آمده بوده ایم ændæ-beðæ-beðum
آمده بوده ای ndæ-beðæ-beðeiæ آمده بوده اید ændæ-beðæ-beðin
آمده بوده است ndæ-beðæ-biæ آمده بوده اند ndæ-beðæ-beðenæ
متعددی آمدن(ændæn)
خورده بوده ام omxærdæ-beðæ-bi خورده بوده ایم i o)muxærdæ-beðæ-b)
خورده بوده ای etxærdæ-beðæ-bi خورده بوده اید (e)tuxærdæ-beðæ-bi
خورده بوده است e∫xærdæ-beðæ-bi خورده بوده اند (e)∫uxærdæ-beðæ-bi
برای ساخت گذشته ابعد از روش زیر استفاده میکنیم:
لازم: صیغه های گذشته ساده بودن+صفت مفعولی فعل بودن+صفت مفعولی فعل اصلی
متعددی: bi+صفت مفعولی فعل اصلی+ماضی نقلی
4-5-1-7) ماضی التزامی
لازم:آمدن(ændæn)
آمده باشم ndæ-bæmæ آمده باشیم ndæ-bumæ
آمده باشی ndæ-beyæ آمده باشید ndæ-binæ
آمده باشد ndæ-buæ آمده باشند ndæ-benæ
متعددی:خوردن(xærdæn)
خورده باشم om-xærdæ-bu خورده باشیم (o)mu –xærdæ-bu
خورده باشی et-xærdæ-bu خورده باشید e)tu-xærdæ-bu)
خورده باشد e∫xærdæ-bu خورده باشند (e)∫u-xærdæ-bu
برای ساخت گذسته التزامی افعال لازم صیغه مضارع ساده فعل باشیدن را به صفت مفعولی فعل اصلی می افزاییم.برای ساخت فعل متعدی سوم شخص مفرد مضارع ساده را به صفت مفعولی فعل اصلی می افزاییم.
4-5-1-8) گذشته ملموس
برای ساخت ماضی ملموس پیشوند /hei/ را به ابتدای گذشته استمراری می افزاییم:
لازم:آمدن(ændæn) داشتم می آمدم hei-miændæm
متعدی:خوردن(xærdæn) داشتم میخوردم hei-omixæ
4-5-1-9)گذشته ملموس نقلی
لازم: آمدن(ændæn)
داشته ام می امده ام hei-miændæ-beðæme داشته ایم می آمده ایم hei-miændæ-beðume
داشته ای می آمده ای hei-miændæ-beðæye داشته اید می آمده اید hei-miændæ-beðine
داشته می آمده است hei-miandæ-beðæ داشته اند می امده اند hei-miændæ-beðæne
متعدی:خوردن(xærdæn)
داشته ام می خورده ام hei-omixærdæ-beðæ
داشته ای می خورده ای hei-etmixærdæ-beðæ
داشته می خورده است hei-e∫mixærdæ-beðæ
داشته ایم می خورده ایم hei-(o)mumixærdæ-beðæ
داشته اید می خورده اید hei-(e)tu-mixærdæ-beðæ
برای ساخت گذشته ملموس نقلی از روش از زیر استفاده می کنیم:
لازم:ماضی نقلی بودن+سوم شخص مفرد گذشته نقلی مستمر+hei
متعدی:صفت مفعولی فعل بودن+گذشته نقلی مستمر+hei
4-5-2)حال
4-5-2-1)حال اخباری
لازم:آمدن(ændæm)
می آیم may-am می آییم may-um
می آیی may-ey می آیید mæy-in
می اید mæ(ti) می آیند mæy-en
متعدی :خوردن(xærdæn)
می خورم mi-xoræm می خوریم mi-xor-um
می خوری ey-mi-xor می خورید mi-xor-in
می خورد mi-xæ می خورند mi-xor-en
حال اخباری افعال لازم از افزودن پسوند های æm-ey-Ø-um-in-en به ماده فعل ساخته می شود.
حال اخباری افعال متعدی به مضارع ساده ساخته می شود.
4-5-2-2)حال التزامی
لازم:امدن(ændæn)
بیایم bæy-æm بیاییم bæy-um
بیایی bæy-ei بیایید bæy-in
بیاید bæ بیایند bæy-en
متعدی:خوردن(xærdæn)
بخورم bo-xoræm بخوریم bo-xorum
بخوری bo-xorei بخورید bo-xorin
بخورد be-xæ بخورند bo-xoen
در حال التزامی ازفعل لازم یکی از پیشوند های bæ(bæ-y-æm)-o(oxatæm)-be(be-∫æm)-u(uniy-æm) به ابتدای ماده فعل و شناسه های æm-ei-Ø-um-in-en رابه انتهای ماده فعل می افزوده می شود.
در حال اخباری ازفعل متعدی یکی از پیشوند های o(o-snæm)-be(be-venæm) را به ابتدای مضارع ساده افزوده می شود.
4-5-2-3)حال ملموس
لازم:آمدن(ændæn)
دارم می آیم hei-mæyæm داریم می آییم hei-mæyum
داری می آیی hei-mæyey داریید می آیید hei-mæyin
دارد می آید hei-mæ(ti) دارند می آیند hei-mæyen
متعدی:خوردن(xærdæn)
دارم می خورم hei-mixoræm داریم می خوریم hei-mixorum
داری می خوری hei-mixorei دارید می خورید hei-mixorin
دارد می خورد hei-mixæ دارند می خورند hei-mixoren
برای ساخت حال ملموس هم در فعل لازم و هم در متعدی به ابتدای حال اخباری پیشوند heiاظافه می کنیم.
4-5-3)آینده
برای بیان مفاهیم آینده از ساخت های زمان حال استفاده می شود:
پس فردا می آییم pæsba mæyæm
فردا می خورم sæba mixoræm
ژ
نتیجه گیری:
اين گويش گرچه در بسياري از جنبه ها مشابه فارسي معيار است اما تفاوت هايي هم ميان اين گويش و فارسي معيار ديده مي شود از جمله اين كه اين گويش داراي يك همخوان اظافي نسبت به فارسي معيار است و از كشش واكه اي براي تمايز استفاده مي كند و از الگوي هجايي تك واكه اي بهره مي برد.در اين گويش نه تمايز جنس دستوري وجود دارد نه حالت صرفي و شمار جمع بوسيله پسوند هاي yal,alبيان مي شود.از نكات جالب توجه در مورد اين گويش اين است كه صرف افعال لازم و متعددي در اين گويش به دو صورت مختلف كه بر اين اساس مي توان اين گويش را از خانواده زبانهاي به اصطلاح ارگتيو دانست.
منابع:
اسلامی،عبدالنبی(1383)گنجینه گویش شناسی فارس گویش های:بنافی، پاپونی،دوسیرانی،ریچی، سمغانی،کلانی(تاجیکی)،گرگنایی(گاوکشکی)،نودانی،ج2،چ1،تهران:فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی.
اشميت،رودريگر(1383)راهنماي زبانهاي ايراني:زبانهاي ايراني نو،ج دوم ،چ1،تهران:ققنوس
انوري،حسن و احمدي گيوي،حسن.(1373) دستور زبان فارس. چاپ يازدهم. ج2. تهران:فاطمي
ثمره،یداله(1364)آواشناسی زبان فارسی،چ1،تهران:رستم خانی
حق شناس،علی محمد(1356)،آواشناسی،تهران:آگاه